محمدطه پارك رفتن
وقتی آدما تصمیم می گیرن بچه دار بشن، در واقع تصمیم می گیرن تکه ای از قلبشون برای همیشه بیرون از بدنشون زندگی کنه!!!
توي يك روز تعطيل تصميم گرفتيم با محمد طه بريم پارك كه خدا رو شكر پارك هم خلوت بود و پسر ناز من كلي بازي كرد.
نفس مامان؛ وقتي با بابا رضا مي ريم پارك بابايي مي گه اگر زمين خورد بزار خودش بلند بشه يا بذار خودش از پلهها بالا بره تا مرد بشه ولي عروسكم من دلم طاقت نميياره ببينم به سختي داري از پلهها بالا ميري ولي خودت هم خيلي مستقل هستي و دوست داري خودت كارهات رو انجام بدي.
محمد طه دیگه همه كلمات رو میگه و دايره لغاتيش كامل شد و البته همه صحبتهای ما رو متوجه میشه و گاهی ناخودآگاه جملاتی میگم به محمد طه که یك لحظه خودم به این فکر می کنم که متوجه حرفم نشده، اما در کمال ناباوری می بینم متوجه شده و دقیقاً کاری که می خوام رو انجام میده.






محمدطه پارك رفتن
